ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1373

سفرنامه شاردن ( فارسى )

كنار راه است درويشى به نام شيخ گلندام دفن شده ، و مردم به او اعتقاد زياد دارند . قبرش زير گنبدى طلايى رنگ است و محوطه‌اى بزرگ دارد ، و اطرافش را باغ بزرگى فرا گرفته است . مقبرهء ديگر از آن امامزاده اسماعيل پسر امام موسى كاظم ششمين امام شيعيان است « 1 » . اين مقبره يك فرسنگ دور از مقبرهء شيخ گلندام و پاى كوهى است كه راه از آنجا امتداد دارد . مردمان اين ده اين امامزاده را گرامى مىدارند ، و با اعتقاد صافى به زيارتش مىروند . آب ديه در بهاران چندان زياد و پرزور است كه گذشتن از آن خالى از خطر نيست . اما در فصل تابستان چنان نقصان مىيابد كه عبور از آن بسيار آسان است . كاروانسراى كوشك زر بزرگ و معمور است . نهم ، پگاه رو به راه نهادم ، و پنج فرسخ رفتم ، در دو فرسنگى در جانب چپ راهى پيش آمد كه مادر دختر نام داشت و به شيراز مىرسيد ، و دو فرسنگ از راه معمولى نزديك‌تر بود . اما چون پست و بلندى و ناهموارى زياد داشت رفت و آمد از آن كمتر مىشد . با اين همه مردان متشخّص وقتى با زن و دختر خود سفر مىكردند از آن راه مىگذشتند تا چشم نامحرم به ايشان نيفتد ، و به همين جهت اسم اين راه را مادر دختر گذاشته بودند . چون چهار فرسنگ ديگر رفتم به كوهى رسيدم كه آسپاس Haspas پاى آن بود . آسپاس ديهى است كه روى بلندى بنا شده ، سيصد خانوار در آن سكونت دارند ؛ مانند كوشك زرنهرهاى آب آن را احاطه كرده ، و داراى درخت زياد است . ويرانه‌هاى زياد دارد . چون كاروانسراى ده قابل سكونت نبود من در منزل يكى از دهقانان محل فرود آمدم . از بناى كاروانسراى مذكور مدّت زيادى سپرى نشده اما چون آن را مرمت نكرده‌اند رو به ويرانى نهاده است . ايرانيان بر عموم بر اين اعتقادند نه تنها بناهاى عمومى بل‌كه هيچ بنايى را نبايد ترميم و تعمير كرد . آنان بر اين باور باطل و خرافه‌اند كه بناها و عمارتها نيز مانند آدميان درگذرند و همچنان كه انسان وقتى پير شد مىميرد ، بناها وقتى رو به ويرانى مىنهند ترميم و تعمير كردنشان كارى بيهوده است . اعتقادشان دربارهء خانه‌اى كه در آن سكونت دارند نيز همين است . و اين معتقدات مبتنى بر باورهاى مذهبى آنان

--> ( 1 ) ششمين امام شيعيان امام جعفر صادق است و امام موسى كاظم هفتمين امام است .